منجمان شرقي، غير از ساختن اين زيجها، به ترسيم صورتهاي فلكي و ساختن كرههاي آسماني پرداختند. چهار يا پنجتايي از اين كرههاي اسلامي مقدم بر سدهٴ چهاردهم، هنوز موجود است. هيچ كرهٴ چيني از آن زمان به دست ما نرسيده، ولي دو ابزار نجومي مهم متعلق به سال1279، در دست است كه مورد استفادهٴ كوشو ـ چينگ قرار گرفته است. عُرضي ابزارهاي نجومي متعددي براي رصدخانهٴ مراغه ساخت و احتمالاً خودش آنها را توصيف كرد، ولي آنها به ما نرسيدهاند.
هدف بيشتر مساعي تجربي كه اين زيجها و ابزارها گواه آنهاست پيش از آنچه جنبهٴ اخترشناسي داشته باشد، به خاطر اخترگويي بود. هدف اخترگويي از نظر ما غيرمنطقي است، ولي وسايل جنبهٴ علمي داشت و از آن جهت اخترگويي مادر اخترشناسي بود؛ همچنان كه كيميا مادر شيمي بهشمار ميرود. حتي امروز هم، با كمك كاملترين و ماهرانهترين دستگاههاي صنعتي ابلهانهترين كارها صورت ميگيرد، و هميشه اين احتمال وجود دارد كه چنين كاري، هر قدر هم هدف و منظور آن پوچ و بيفايده باشد، به اصلاحات اساسي در اين يا آن زمينهٴ علمي منجر گردد.
اغلب زيجها نه بهخاطر ارضاي نيازهاي نجومي، بلكه براي تسهيل استخراج طالع تدوين شد. برخي از بهترين كارهاي تجربي توسط علماي اخترشماري صورت گرفت. پيشرفت اخترشناسي ضمني بود، ولي از آن لحاظ واقعيت كمتري نداشت. بايد توجه داشت مرز ميان علم و خرافات دقيقاً همان جايي نيست كه ما رسم كردهايم، و اغلب آثار اخترگويي از لحاظ زمانه ممكن بود كاملاً آثار علمي به شمار آيد. با اين حال، مرزي به وجود آمده بود. و آنچه را كه ميتوان اخترشماري مشروع خواند با خرافاتي از بدترين نوع و دغلبازيهاي ملازم آن درآميخته بود و موجب نفرت احكاميان درستكار ميشد. همچنين بايد خاطرنشان شد كه اصطلاحهاي اخترشناسي و اخترگويي مانند امروز به كار نميرفت، در واقع معني امروزي آنها متبادل شده است.1
بزرگترين موهبت كار تجربي در اين است كه ارزش نتايج آن فقط به روشهاي تجربي مشخصي براي به دست آوردن آن نتايج مربوط ميشود و مستقل از نظريههايي است كه راهنماي آن كار تجربي بوده است. يك رصد كامل، بهصرف اين كه بهخاطر منظور ابلهانهاي